دعای برگرداندن همسر,دعای برگرداندن معشوق

دعای برگرداندن زن یا مردی که از خانه فرار کنند.

 

برای برگرداندن زن یا مردی که از خانه شان فرار کرده باشند,هفت شب و هر شب هفت بار سوره شعرا خوانده شود.خیلی زود مرد یا زن فراری برمیگرد.

توصیه(حتما هنگام تلاوت سوره شعرا تمیز باشید و وضو بگیرید.و خالصانه سوره را تلاوت کنید و بعد هر ختم هفت بار,یه بار معنی آن را تلاوت کنید.)

التماس دعا

۹۱نظر به “ دعای برگرداندن همسر,دعای برگرداندن معشوق ” 

  1. سلام، چشم…

  2. سلامجسارتی نشه هدف من انجام کاره بعضی از کارکه در حدتوانم بوده انجام دادم ولی هنوز نتیجه نگرفتم فک میکنم اشتباه انجام میدم برای همین از شما خواستم کمکم کنین و واسم انجام بدین. در غیر این صورت ممنونم.

    • دوست من بهتره ابتدا با صبر و دقت مطالعه کنید و بعد انجام بدین اصلا عجله نداشته باشین و طبق آداب انجام بدین مطمعن باشید و ایمان داشته باشید که مطلوب حاصل می شود

  3. سلام خسته نباشین ، من ۲۸ سالمه و همسرم ۳۰ هر دو ازدواج مجدد داریم در آشنایت اول اون طوری که میخواستم بود و یکی از ملاکهای انتخابم گفتم یکی مثل خودم باشه که همدیگرو درک کنیم و زندگی صورت بگیره با توجه به شکستی که اول داشتیم در صورتی که خواستگار که هنوز ازدواج نکرده داشتم و برای خانوادش مهم نبود که من قبلا جدا شدم ولی نخواستم گفتم مثل خودم باشه بعد از اشنایی و رسم وروسومات خواستگاری من با اقای که اونم ازدواج مجدد داشته ازدواج کردم اما پس از ۶ ماه به دلیل ۵ خواهرشوهرم باعث جدایی من و همسرم شده که الان ۴ ماه ترکم کرده و من از طرف دیگه درخواست خونه دادم به دادگاه شفا اما از طرف دیگه دایم و پدرم که با او صحبت میکنن فقط خانواده منو سر کار میزاره و از طرف دیگه به خودم دروغ زیاد میگه هر دعای هم که بگین انجام دادم ولی نتیجه نگرفتم یعنی امده در حد پیامک میده بعد دیگه ازش خبری نیست به راهنمای شما من چیکار کنم؟؟ممنون از راهنمایتون

    • دوست من اگه فکر می کنید ادامه این رابطه به صلاح شماست از ۱۰۰ باب باطل سحر و محبت استفاده کنید واگر نه از ۱۰۰ باب باطل سحر و ۱۰۰ باب مشکل گشا

    • سلام ممنون از توجهتون، اگه سوالی پیش اومد و راهنمای خواستم مزاحمتون میشم

    • شرمنده وقتتونو میگیرم میشه از شما بخوام واسم انجام بدین که برگرده حالا اگه طلسمی یا هر چیز دیگه که صلاح میدونین انجام بشه برگرده؟

      • دوست من شما هدفتان از سوال کردن اینه که فقط دلتون راضی بشه که سوال کردین یا میخوایین برای حل مشکلتون به شما راه حلی نشون بدم؟
        نمیدونم چرا به موضوعات سر سری نگاه می کنید توضیح دادم خدمت شما از ۱۰۰ باب باطل سحر و ۱۰۰ باب یافتن گم شدگان استفاده کنید انشا لله اگر طبق قوائد و توضحات انجام دهید مطلوب حاصل می شود

  4. با سلام
    من مدتی با پسری واسه ازدواج دوست بودم ، خیلی با رفتاراش عذابم میداد ، ولی من اینقدر دوسش داشتم که همه جوره کوتاه میومدم ، این اواخر منو تهدید میکرد که ابروتو می برم و می رم پیش خانودت و از این جور حرفا ، من رابطمو تموم کردم ، الان یک ساله که رابطه از طرف من تموم شده ولی ایشون هنوز به زور و تهدید و دعوا ابرو ریزی داره به من اسیب میزنه ، راهی هست که بدون شر و ابرو ریزی و ارامش از زندگی من بیرون بره !؟ عاجزانه و ملتمسانه خواهش می کنم کمکم کنید زندگیم شده جهنم ، پر از ترس ، پر از استرس ، خواهش می کنم …..

    • با سلام دوست من شما باید از ۲ مجموعه ۱۰۰ باب باطل سحر و ۱۰۰ باب مشکل گشا استفاده کنید تا ایشان به امید خدا دست از سر شما بردارند و باید توجه نمایید که نباید با ایشان هیچ ارتباطی داشته باشید حتی در حد پیام
      و اگر هم برای بخت گشایی خود نیاز به ادعیه دارد از ۱۰۰ باب بخت گشا استفاده نمایید بعد از تهیه کردن با صبر و دقت مطاله کنید و طبق فوائد انجام دهید اگر هم باز سوال یا مشکلی داشتید در همین بخش مطرح نمایید تا در سریع ترین زمان در خدمتتان باشم.

  5. سلام من با پسری حدود هفت ماه رابطه ی دوستی داشتم و کاملا هم بعش وابسته شدم, طوری که بعد چند ماه جدایی نتونستم فراموشش کنم و اصلا هم برام مهم نیست که از نظر عقلی چی درسته, فقط میخوام برگرده ولی اون راضی نمیشه, چه دعایی بخونمکه بهم وابسته شه و مثل روزای اول شه؟چه دعایی بخونم که خودش با میل خودش برگرده؟ چیکار کنم که به سمتم کشیدهه شه؟

    • خوب اگه از نظر عقلی براتون مهم نیست من نصیحتتون نمی کنم
      شما از ۱۰۰ باب باطل سحر و یافت گم شدگان که هما احضار انسان است استفاده کنید
      ولی توجه کنید کسی که یک بار شما را آزرده دوباره همان کار را می کند یا آزموده را آزمودن خطاست

  6. سلام.من حدود یکسال بااقایی درحال شناخت برای ازدواج بودیم وارتباط مافقط تلفنی بود و خیلی رسمی و بخش اعظم این ارتباط فقط وفقط ازدواج بود یعنی من ازاول گفته بودم ک باکسی دوست نمیشم ایشون هم گفتن منم قصد ازدواج وشناخت دارم وبعد از یکسال ک من واقعااااااااااااااا ب بودنشون عادت کرده بودم ومیدونست ک من دیوانه وار دوسش دارم چ وابستم خیلی راحت فقط ی پیام داد ک من نمیتونم ازدواج کنم و قسمت نبوده و رفت و الن شیش ماهه دنیا روی سره من خراب شده و واقعااااااااا از لحاظ روانی تو اوضاع بدی ب سر میبرم و ب خدا دیگه نمیدونم ب چ دری یزنم ک بسته نباشه چون واسه نگه داشتنش ب عالمو ادم متوسلشدم ولی خدا جوابمو نمیده تو رو ب حضرت زهرا کمکم کنید بگید چیکار کنم ک خودش برگرده .خستتتتتتتتتتته شدم از زندگیم.کمکم کنید تمنا میکنم

    • از ۱۰۰ باب باطل سحر و بعد از آن از ۱۰۰ باب یافتن گم شدگان استفاده کنید البته توجه کنید که رابطه تلفنی بیش از ۱ هفته و بعد از آن باید آشنایی حضوری شود و نباید از بین ۳ تا ۶ ماه خارج شود بیش از آن بی فایده است و کم تر از آن هم فایده ندارد ولی خوب شما که به این امر دچار شده اید ولی توجه نمایید که در آینده به این شکل رفتار نکنید

  7. سلامحدود۴سال ازدواج کردم همش باهم دعوا ومشاجره داشتیم.تااینکه همسرم دادخواست طلاق داده وبرگه ی طلاق توافقی هم صادر شدهولی هنوز ازش استفاده نکردیم هرچی باهاش صحبت میکنم که به زندگی برگرده بی فایده است.عملا هیچ علاقه ای بهم نداره با اینکه خیلی بهش محبت میکنم،،نمیدونم چکار کنم از هم جداشیم یانه.توروخدا کمکم کنین،ایا راهی برا برگشتش بمن وجود داره؟میشه فهمید چکاری انجام بدم

    • آخه دلیلش چیه ؟
      مشاوره رفتین ؟
      بهتره از ۱۰۰ باب باطل سحر و محبت استفاده کنید تا انشا الله اگر به صلاحتان باشد به هم نزدیک شوید

  8. تو رو خدا کمکم کنید.در پی یه دعوای بچه گانه شوهرم خونه رو ترک کرده و حاضر نیست برگرده ..چه کار کنم دارم دیوانه میشم

    • اندکی مثلا ۱ هفته به او وقت بدهید و بعد از طریق ریش سفیدی افدام کنید انشا الله مشکلتان حل می شود بهتر است از ۱۰۰ باب باطل سحر استفاده کنید

  9. سلام مدتی پیش با پسری اشناشدم ک بهم پیشناهد ازدواج داد خیلی دوسم داشت قرار بود مدتی باخم باشیم بعد رسمیش کنیم اما چند هفته پیش گفت ک بیماره و نمیخواد منو بدبخت کنه گفت ب خاطر کارش میخواد بره خارج من خیلی بهش وابستم نمیدونم چیکار کنم پسر خوبیه میدونم قصد فریب دادنمو نداشته اما الان شرایطش فرق کرده ولی من نمیتونم نبودشو هضم کنم

    • با سلام از کجا می دونی که قصد فریب دانتون نداشت میگیم خارج رفتنش یهویی شد مریضیش که یهویی نبود از قبل نمیدونست مریضه ؟ اون موقع وجدانش کجا بود دوست من به نظر من صلاح مملکت خویش خسروان دانند ولی از مجموعه ها طبق مشکلتون می تونید استفاده کنید توضیحات را مطالعه کنید روشن می شوید

  10. با سلام من مشکلی برام پیش اومده خیلی ضروریه لطفا کمکم کنید من دختری ۱۸ ساله هستم دوسال پیش با پسری همسن خودم در چت روم اشنا شدم بعد یک سال به من علاقه پیدا کرد در حدی که همش برام شارز میفرستاد و هر موقع حرف جدایی میشد پشت تلفن گریه میکرد و میگفت خودمو نابود میکنم اخلاق خوبی داشت و منم کم کم مجذوب محبتاش شدم و عاشقش شدم واقعا با محبت بود سه روز پیش من به بهانه این که بهم اهمیت نمیده باهاش جر و بحث کردم و بهش گفتم بای تا همیشه ولی اون بهم زنگ زد و عذر خواهی کرد و من دوباره باهاش جرو بحث کردم و گفتم که دیگه تحملش ندارم اونم یکدفعه بعد دو ساعت اسمس داد که برو دیگه اعصابت ندارم و این حرفا بعدم مبایلش دزدیدن و از تلفن عمومی بهم زنگ زد و شماره جدیدش داد و ازش پرسیدم دیگه دوسم نداری خیلی سکوت کرد و بعدش با بغض گفت نه داشت پشت تلفن اشکش درمیومد ولی به زور گفت دوست ندارم و تلفن قطع کرد حالا من چیکار کنم من نزدیک کنکورم داره به درسم لطمه میخوره اون خونشون اصفهانه من تهرانم نمیدونم چرا یدفعه این جوری شد اون خیلی باهام خوب بود پسر سالمیه میدونم با کسی نیست لطفا کمکم کنید با تشکر

    • دوست من این رابطه که شما دارین نباید خوشحالتون کنه و نباید به رابطه های اینترنتی اون هم با این فاصله زیاد دل خوش کنید نمی دونم ولی به نظر من این رابطه های دنیای مجازی مثل پول دار شدن تو جی تی ای فایده ای نداره
      یه کم به آیندتون فکر کنید که اگه از تلاش و پشت کار در درس کم کنید ضرر زیادی را باید متحمل بشین آخه شما دارین آب تو هاونگ میکوبین به نظر شما چنین شخصی که از پشت تلفن عاشق میشه تعادل روانی داره اینا با یه پف آتیششون شعله ور میشه و با یه تف خاموش اصلا شاید داره با شما بازی میکنه دوست من یه کم بیشتر به کارتون فکر کنید ایرادی نداره که شما در اجتماع با انسانها رابطه دوستی داشته باشین و این دوستی باعث پیشرفت و موفقیت و افزایش دانش شما بشه ولی اگه قرار باشه به ضرر شما تموم بشه خودتون کردین که لعنت بر خودتون باشه

  11. دوازده سال پیش با همسرم که ازقبل با هم هیچ آشنایی نداشتیم ازدواج کردم همه چیز خوب بود تا قرار شد بچه دار بشیم اما نشدیم هر دو مون مشکل داشتیم اون درمون شد اما من نه این پروسه ده سال طول کشید تا اینکه قرار شد اول خونه بخریم بعد بریم برای iui منم همه پس اندازم برای اثبات عشقم به حساب خانمم ریختم تا اینکه بعد یکسال که پرش فهمید اینقدر زیر پاش نشست تا مجبورش کرد ازم طلاق بگیره و تمام پولا و جهیزیه و هر چی داشتم و نداشتم رو بردن در حالی که ما با هم هیچ مشکلی جز بچه نداشتیم و همه حسرت زندگی مارو میخوردن حالا باید چکار کنم دادگاه هم با طلاقش موافقت کرده

    • شما وکیل گرفتین ؟
      راه حل دوم این که از طریق ریش سفیدی اقدام کنید و بهش یاد آور بشین که این کار هیچ عاقبت خوشی رو براش در بر نخواهد داشت و پول و سروت در چشم به هم زدنی از بین میره و نباید لطف خداوند رو در زندگی ندیده بگرین به نظر من اون از اولش دل خوش به بچه دار شدن نبوده و قصدش همین کار بوده که الان کرده ولی شما دست از تلاش بر ندارین تا زندگیتون رو رونق بدین و اون رو هم از کاری که داره میکنه پشیمون کنید بهتره از ۲ مجموعه ۱۰۰ باب باطل سحر برای هر دوتون و محبت هم هم چنین و از ۱۰۰ باب زبان بند برای کسی که بین شما فاصله انداخته استفاده کنید تا انشا الله مطلوب حاصل شود مشاوره را هم در نظر داشته باشید
      توجه کنید اگر در زندگی حق الناسی به گردن داشته باشید بعید نیست که همه مشکلاتتان از آنجا آب می خورد

      • بله وکیل گرفتم و حدود پنج میلیون تومان هم هزینه کردم اما متاسفانه دادگاه حق رو به دلیل کافی نبودن مدارک به خانومم داد و چون پای پول زیادی در میون بود پدرش به هیچ کس اجازه پادرمیونی نمیداد و منم خونشون راه نمیدن که بخوام باهاش صحبت کنم اینقدر تو گوشش خوندن که به کل عوض شده و دیگه منو نمیخواد من تا جایی که میدونم حق الناسی به گردنم ندارم نمیگم شوهر ایده آل بودم اما دست بزن نداشتم معتاد نبودم همیشه بهش خرجی میدادم هیچ وقت با هم حتی بلند هم صحبت نکرده بودیم چه برسه به دعوا و قهر کردن حتی سر کتاب گرفتم گفتن خودش خواسته بره و کسی مجبورش نکرده دیگه فکرم کار نمیکنه بعید میدونم بتونم با این کارایی که کرده برش گردونم

      • بله وکیل گرفتم و پنج میلیون هم هزینه کردم اما اون دیگه یا نمیخواد یا روش نمیشه یا پولو به من ترجیح میده
        بعید میدونم به کسی بدهکار باشم

  12. با عرض سلام،بنده چند روز قبل عید خواستگار داشتم که از طریق واسطه آشنا شدیم ۲شب پشت سرهم برای خواستگاری تشریف آوردن که طی این دوشب خیلی اخلاقمون شبیه به هم بود و همدیگرو پسند کردیم با اینکه هرگز از قبل همدیگرو ندیدیم خیلی روشن و صمیمی حرفهامونو زدیم و روز سوم برای گروه خون رفتیم و قرار شد روز بعد عقد کنیم که روز گروه خون همه چیز خوب پیش رفت و من تا به خونه رسیدم برادرم تماس گرفت و گفت پدرش بهم گفته چون شما عجله کردین من شک دارم و ازدواجو بهم زدو ما هرچی تلاش کردیم و گفتیم که عجله ای نیست باشه هر وقت خودتون گفتین پدره زیر بار نرفت پسره خیلی ناراحت بود ازم عذرخواهی کرد ولی پدرش خیلی پدر سالاره پسره از باباش میترسه تموم خانوادش حریف پدرشون نشدن.من که شک دارم دلیلش این باشه حس میکنم یکی چیزی گفته اخه خواستگار قبلی من هم همینطوری شد ولی گروه خون نرفته بودیم بعد یه مدت فهمیدیم که کار زنداداش بزرگم بوده حس میکنم بازم کار خودشه اخه با ما نمیسازه ما یه کم به شرعیات اهمییت میدیم خانم زیادی ازادانه میگرده.من سرکتاب گرفتم گفتن هم طلسمی هم راهزن داری و هم همزاد داری که باید باطل سحر،زبانبند و بخت گشایی و دعای همزاد داشته باشی تا مشکلت برطرف بشه الان یه هفته گرفتم منتظرم جواب بده.بهم گفتن اگه این دعا هارو بگیری خواستگارت برمیگرده به نظرتون برمیگرده و به نظرتون میتونه کار یه شخص باشه بهم خوردن ازدواجمون؟

    • خوب به نظر خودتون کار خوبی کردین
      بابا مردم میخوان یه لپ تاپ بخرن ۱ هفته تحقیق می کنن شما امروز اومدن خاستگاری فردا رفتین گروه خون پس فردا خواستین عقد کنین مگه از سر راه آورده بودن خانوادتون شما رو
      به نظر خودتون عقلانیه حالا ۶ ماه دیگه میای تو سایت میگی آره یانجوری شد پسر خوبی بود و من فکر کردم خوبه و عله و بله و جینبله ولی حالا منو میزنه مادرش فلانه پدرش ممدانیه اینطوری که نمیشه دوست من به نظر من حق داشتن و شما هم بهتره برای تصمیماتی به این بزرگی دقت بیشتر به خرج بدین و اگه فکر می کنید بستگی دارین از باطل سحر و بخت گشایی استفاده کنید

      • مثل اینکه از قبل تحقیق کردن بعد تشریف آوردن آخه باباش فرمانده ارتشه زرنگ تر از این حرفهاست، کسی اصرار نکرد بیاین خواستگاری خودشون تصمیم گرفتن یعنی برادر بزرگترش واسطه بود و سعی میکرد تا قبل سال تحویل همه چیز تموم بشه منم از چند تا آدم مطمئن تحقیق کردم،بیخودی که پدرم راضی نمی شد مگه ازم سیر شده که بخواد بدبخت بشم،تازه پدرم از اون سخت گیراست نمیدونم چرا این بار سخت گیری نکرد.

        • دوست من شما ۷ صبح بعد از نماز صبح با حضور دل ۲ رکعت نماز حاجات بخوانید و بعد از آن ۱ آیت الکرسی و ۴ بار هم معوذتین را بخوانید و از خداوند به زبان ساده بخواهید که انشا الله اگر به صلاحتان است خاسته تان را بر آورده کند
          پیشنهاد می کنم از ۱۰۰ باب های باطل سحر و بخت گشایی استفاده کنید تا انشا الله مطلوب حاصل شود

  13. دل شکسته گفته:

    سلام من و همسر سابقم در دوران عقد به دلیل دخالت های بیش از اندازه مادرشوهرهم از هم توافقی جدا شدیم اما من الان خیلی پشیمونم و این موضوع رو سه بار تلفنی با همسر سابقم مطرح کردم اما ایشون هنوز از حرفایی که تو عصبانیت به هم زدیم ناراحتن و اون ها رو مطرح میکنند و از یه طرف نگران آینده هستند که دوباره همه مشکلات دوباره تکرار میشه، و میگن جدایی الان بهتر از بعدن بوده و میگن لطمه هاش بیشتر میشد، هر چی میگم بهتر نیس سختی که الان از جدایی تحمل میکنیم رو بهتر نیس متمرکز کنیم تا همدیگه رو اونطور که هستیم بپذیریم ولی قبول نمیکنند، تورو خدا شما بگین چی کار کنم تا دلش آروم بگیره و به بازگشت فکر کنه دعایی هست ،البته من تو این مدت ختم ۴۰ روزه یس ههم گرفتم ولی هنوز خبری نیست شاید صبر من کمه و آخرین بار ایشون حرف بدی بهم زدن (البته میدونم که این حرف رو واسه دل کندن من زده) ولی من دیگه نمیتونم با ایشون تماس بگیرم، واسطه هم کسی ندارم که بفرستم جلو، خواهشن شما منو راهنمایی کنید که چه دعایی واسه راضی شدن دل ایشون هست بخدا ۵ ماهه شب و روزم یکی شده و همش درحال دعا هستم و یک لحظه از ذهنم بیرون نمیرن،

    • دوست من با آرامش و تفکر درست و گرفتن تصمیم درست می تونید مشکلتون رو حل کنید ولی دقت کنید که بهتره یکم به هم زمان بدین تا بتونید هر کدوم مشکلتای خودتون رور حل کنید ولی راه حل این که مشکل حل بشه اینه که با خودتون صادق باشین و در زمینه علوم غریبه سایت کاملا روشن است می توانید از مجموعه های ۱۰۰ باب استفاده کنید

  14. مرتضی ق-ه گفته:

    سلام خسته نباشید
    ببخشید همسر من حدود یکسال است که با تحریک خانواده اش اقوام دورش منزل شوهری راترک کرده است که حاصل این ازدواج فرزند۷ساله داریم .بنده بافرستادن بزرگان وریش سفیدان جهت برگشتن به خانه باتحریک خانواده اش امتنا می کند .بنده وهمسرم هردوکارمند هستیم من که خودم خیلی خیلی دوستش دارم .لطفا راهنمایی وکمکم کنید چکار کنم متشکرم

  15. سلام.من چند ماهی هست که با اقایی اشنا شدم.از نظر اخلاقی ورفتاری واقعا معقوله ولی از هم دوریم.من اصفهان و اون اقا مشهد.از طریق یه دوست مشترک دوست شدیم و به هم علاقمندیم.مطمینم که دوسم داره و منم واقعا دوسش دارم..اما مشکلی که هس اینه که این اقا قبلا پنج سال به هرویین معتاد بوده و حدود دوسال هست که ترک کرده.و بخاطر همین موضوع زنش رو طلاق داده.ایشون از تشکیل زندگی مجدد میترسه و میخواد برای همیشه از ایران بره.میگه اگه بدونم که خانوادت مخالفتی نمیکنن به خواستگاریت میام.راهی هست که ایشون از تشکیل زندگی نترسه؟؟ راهی هست که از ایران نره؟؟ برای حل مشکلم کمکم کنید خواهشا.ماهمدیگرو دوست داریم

    • دوست من مردم ۳ سال رو در رو با هم آشنا هستن و فکر می کنن به تفاهم رسیدن بعد از ازدواج بعد ۲ ماه میفهمن که اصلا هم دیگرو نشناختن حالا شما با این فاصله چطور تشخیص دادین که مرد رویاهاتون رو پیدا کردن به نظر من برا مهم ترین انتخاب آیندتون بیشتر وقت بزاریت و عجله نداشته باشین و با چشمهای کاملا باز ( کاملا باز) انتخاب کنید

      • سلام.مرسی از نظرتون،درسته ماازهم دوریم ولی زیاد همدیگررو دیدیم و خوب هم شناختیم هم رو..میشه راهی رو بگید که ایشون از ایران نرن؟؟لطفا کمکم کنید.لطفااا

  16. سلام من دختری مذهبی و محجبه ۱۹ ساله ک بیماری دیابت دارم توی فامیل دور ما پسری هستن ۳۰ ساله ک ایشونم صرع دارن ک خانواده میگفتن چون هر دوی ما مذهبی و بیماریم خوبه ک با هم ازدواج کنیم و حرف این اقا پسر تو خونه ما زیاد زده میشد جوری ک ذهنم درگیر این شده بود ک ایا اصلا ایشون بیماری من رو برای ازدواج قبول میکنن و این قضیه ک بدونم در چ حد مذهبی هستن تا این ک من تلفن ایشون رو از گوشی بابام بر داشتم و ب دوستم دادم ببینم با دختر صحبت میکنن یا ن ک ایشون صحبتی نکردن فقط میخواستن ببینن کی هست ک زنگ میزنه ک بعد من خودمو معرفی کردم و کاملا با صداقت توضیح دادم ک از قضا ایشونم گفتن دقیقا خیلی علاقه داشتن ک با من درمورد ازدواج و شرایطشون صحبت کنن و حرف من تو خونشون بوده و باهم در مورد ازدواج صحبت کردیم و مادر منو درجریان قرار دادیم و ایشون از مادر من اجازه گرفتن با حضور خود مادرم ۲ بار بیرون رفتیم و صحبت کردیم ولی ایشون ب خانوادشون نمیگفتن و فقط اشاره میکردن تا این ک من ی تایمی رو معلوم کردم ک تا این تایم ب مادرتون بگین ک گفتن ب مادرو خانوادشون اما گفته بودن ب مادرشون ک برلی خواستگاری تماس نگیرن و نزدیک ب اون تایمی ک من معلوم کردم با اینکه رابطمون خوب بود یک دفعه گفتن دیگه با هم صحبتی نکنیم و شما برو دنبال زندگیت اکه قسمت هم باشیم من شرایطم جور شه میام خواستگاری و گذشت و تو این مدت گه گاهی ی صحبتی میکردیم با هم اما بیشتر اغاز کننده صحبت من هستمو این ک من وقتی دیدم ایشون سرد شدن خودم ب مادر ایشون زنگ زدم و ماجرارو گفتم و خواهر ایشون با خودشون صحبت کردن اما نگفتن ک من زنگ زدم اقا پسر نمیدونن ک من ب مادرشون زنگ زدم و ایشون ب خواهرشون گفته بودن سن این دختر ینی من کم هست و ب خودم گفتن شما منو درک نکردی و این ک گفتن تو هنوز بچه ای وقت داری و من حوصله بچه بزرگ کردن ندارم  و حالا برای من خواستگاری اومده ک مورد پذیرش خانوادم هستن خودم ب اقا پسر پیغام دادم و صحبت کردم ک برای من خواستگار اومده و من دلم پیش شماس چون واقعا ب هیچ عنوان دلم راضی ب ازدواج با کسی بجز ایشون نمیشه و گفتم ک دلم پیش شماست ایا شمام دلت با منه منو میخوای یا شوهر کنم ایشون در جواب اول ک فقط گفتن مبارک بعدم گفتن هرچی خدا بخواد بعدم گفتن دست خدارو ادم نباید تو زندگیش قراموش کنه ی بارم گفتن شما دخترا ما پسرا براتون مهم نیستیم ولی حرف اخر گفتن توکل ب خدا هرچی خدا بخواد و وقتی ک گفتم میخوان برام انگشتر بخرن فقط گفتن خوب برو بخر مگه بده ادم صاحب ی انگشتر مفت شه و این ک از اون شبی ک من گفتم میخوام شوهر کنم با این ک قبل میگفتن اصلا دیگه حرف نزنیم هر شب ب بهانه ای از خودشون عکس میفرستن برام از اون شب اول از وقتی ک گفتم و این سر صحبت رو باز میکردن بعد بعد ی چند وقت دوباره گفتن من میخوام زن بگیرم تو شوعرتو بکن زن ک نگرفت هنوز اما ی یک ماهی میشه اصلا صحبت نکردیم باهم و منم خواستگارم دوتا هستن هیچ کدومشون ن اینا هیچ کس تو این مدت ک خاستگار اومد ب دلم نشست ینی فکر میکنم بودن یکی دیگه کنارم عذابم میده واقعا نمیتونم تحمل کنم وهرروز بیشتر از قبل میفهمم ک چقدر دوسش دارم و دلم براش تنگ میشه ؛اون دوسم داره اما نمیدونم از بین حرفایی ک از فامیل شنیدم و خودش گفته کدومش راسته مثلا از فامیل شنیدم دلیلش اینم بوده ک دوتامون بیماریم بعد خودش گف ن هر چی هم میگم دلیلت چی بوده میگه نمیتونی لز زیر زبونم بکشی و خودش درحدیه ک از شنیدن صدای من واهمه داره ،من واقعا دوسش دارم و نمیدونم چی کارکنم هر دعا و نماز و نذری ک بم گفتن انجام دادم ک باش ازدواج کنم اما هنوز اتفاقی نیوفتاده چی کار کنم برگرده چی کار کنم عشقش مثل قبل شه من تمام شبانه روزم شده فقط گریه هر لحظه خاطراتش جلو چشمامه
    تو رو خدا راهنماییم کنید خدا خیرتون بده
    لطفا جواب دادین تو ایمیلم اعلام کنید ک بیام جوابو ببینم یا اگر میشه جوابو اونجا بدین فقط منو مطلع کنید وقتی جواب دادین از طریق ایمیلم خدا اجرتون بده

    • با سلام
      عشق چون آید بر هوش و دل فرزانه را
      ذزد دانا میکشد اول چراغ خانه را
      دوست من همیشه باید برای رسیدن به کسی چند بار تلاش کرد چرا که انسان گاهی در دفعات اول نمی تواند نظرش را روشن بیان کنید ولی با این که شماچندین بار عشقتان را اعلام کردید و اگر او تمایل داشت باید تا به حال اقدام میکرد ولی با توضیحاتی که دادید بنده بهتر می بینیم بیشتر به این فرد دل نبندید و به فکر آینده تان باشید و در رابطه با بیماری هر دویتان از مجموعه ۱۰۰ باب شفا حتما استفاده نمایید انشا الله بیماریهایتان حل می شود.
      البته بهتر است برای خودتان از ۲ مجموعه باطل سحر و بخت گشایی استفاده نمایید

    • متشکرم
      الان مشکل من این هست ک تو این چند سال اصلا نتونستم فراموشش کنم و حتی با اومد خاستگار تصمیم ب ازدواج هم نتونستم
      الان این اواخر با یکی ازخاستگارام حلقه هم خریدیم لحظه اخر هر چی تلاش کردم ک ب دلم بشینه نشد با این ک فوق العاده خوب بود همش احساس میکنم هم این خاستگارم و هم کس دیگه کنارم عذابم میده همش عصبی میشم تا بحث ازدواج میشه
      واقعا نمیتونم فراموشش کنم باید چی کار کنم

      • دوست من برا یخودتان از باطل سحر و بخت گشایی استفاده کنید البته توجه کنید که باید به نظر من به روان شناس مراجعه کنید تا این احساس گناه و یا وابستگی بی جای شما را از بین ببرد

  17. سلام
    با پسری اشنا شدم بصورت کاملا سنتی که خانوادم معرفی کردن بعد اشناییمون فهمیدم که یک سال و شش ماه هست که خودش منو میخواسته واقعا منم بهش علاقمند شدم حتی معیار های منو نداشت ولی کلا خوب بود تا اینکه سر قضیه مهریه حانواده ها به توافق نرسیدن بعدش یخورده ازش ناراحت اما من رابطمو قطع نکردم ولی ایشون با من قطع رابطه کردن حتی من چند بار برگشتم خواستم قضیه رو حل کنیم ولی ایشون اصلا دیگه تمایلی نداشتن و گفت منم ازت ناراحت شدم باید من چیکار کنم؟ خواهش میکنم جواب بدین

    • به نظر مین این ترفندشه تا شما رو سر مهریه راضی کنه
      البته بهتره اگه فکر می کنید با هم تفاهم دارین و شناخت دارن سر این مسائل تا این اندازه سخت نگیرین البته توجه کند زیادی هم نباید شل بگیرین
      اندکی صبر داشته باشد همه چیز حل می شود

  18. سلام..۵ماه پیش باپسری اشناشدم به قصدازدواج..خیلی هموداشتیم تااین ک ی باربعدی دعوای ساده گذاشت رفت…حتی من ازش عذرخواهی کردم وگفت اشکالی نداره ولی دیگه حاظرنشدبه رابطه برگرده.حتی دلیلشم نگفت ک چی بوده..تورورخداکمکم کنین ک برگرده خیلی دوسش دارم

    • ببین عزیزم
      پسر جماعت رو محل ندی خودشون برمیگردن
      چند ماه دندون رو جیگر بذار برمیگرده
      میدونم سخته
      ولی صبر کن
      موفق باشی

      • البته این که دوست ما می فرمایند کاملا درست است ولی ربطی به پسر و دختر ندارد اکثر افراد اینطورند نباید بیش از حد از خودتان احساس ضعف نشان دهید چون گاهی باعث دوری میشود

        • سلام ممنون از راهنمای ها و دلگرمیتون … منم همین مشکل دارم با یک دعوا کوچیک نامزدم من تنها گذاشت . .. خیلی محبت کرده بودم …محبت زیادی دلزدگی میاره

          • بله درسته گاهی لطف مکرر حق مسلم می شود بی خود نیست که میگن
            اندازه نگه دار که اندازه نکوست که هم لایق دشمن است هم لایق دوست

  19. سلام خسته نباشی خواستم بدونم دعاروحتما خود شخص باید انجام دهد یا دعانویسی که با جن ها در ارتباط هم میتونه دعا بنویسه ومن فقط دستوالعمل انجام بدم?

    • تمام مطالبی که در سایت آمده است را بهتر و بهترین حالت این است که خودتان انجام دهید البته با رعایت تمام اصول و قوائد

  20. سلام.خسته نباشید.من با یکی از همکلاسیهایم آشنا شدم.تقریبا خمه چیز خوب بود تا چندوقتی است که سرد شده.اما خیلی میگفت که عاشق است.اما کم محلی کرد و بد صحبت میکرد تا دیگر من خسته شدم باهاش تمام کردم ولی او هیچ جوابی به تمام کردن من نداد و من هم دیگر باهاش تماس نگرفتم.ما ۵ماه باهم هستیم.اگه میشه کمک کنید که چکار کنم که برگردد و مثل قبل یا بیشتر دوستم داشته باشه.کمک کنید.لطفا زود جوابم را دهید من بی قرارم.

    • خوب اگه تو این مدت تلاشی برای رسیدن بهت نکرده چه کایه که شما خودتو کوچیک کنی دوست من واسه کسی بمیر که واست تب کنه والله از نرم افزارهای ۱۰۰ باب می تونی استفاده کنی که توضیحاتش رو قبلا دادم.

  21. با سلام
    با پسری حدود ۳سال پیش آشنا شدم به قصد ازدواج. خانواده ایشون هم از این موضوع خبر داشتند. تو این مدت به جز مشکل مالی چیز دیگه ای مانع رسمی شدن این رابطه نبود.تا اینکه همین مشکل باعث شد بخواد قطع رابطه کنیم. حدود یک ماه هم ازش بی خبرم. چی کار کنم این دوباره برگرده به این رابطه؟؟؟
    لطفا راهنمایی کنید
    ممنون

  22. با سلام و خداقوت. خانمی هستم ۳۱ ساله به مدت سه سال ازدواج کردم واز این سه سال یکسال است که همسرم طی دعوایی بی ارزش خانه را ترک کرده و در منزل مادرش سکونت دارد .هر گونه واسطه ای از طرف ما فرستاده شد بی جواب برگشت. و خانواده ایشان قدمی تاکنون در جهت این آشتی بر نداشتند درضمن بنده خواهان زندگی هستم .لطفا مرا راهنمایی کنید. از شما سپاسگزارم(لطفا جواب بنده را زحمت کشیده در ایمیل بدهید)

    • با سلام دوست من با شرمندگی امکان پاسخ گویی از ایمل نیست
      شما بهتر است از ۳ مجموعه باطل سحر مشکل گشا و ۱۰۰ باب محبت برای هر دویتان استفاده کنید فقط با صبر و دقت مطاله کنید و انجام دهید و اگر هم سوالی دارید در همین بخش مطرح نمایید البته لوح سلیمان هم جهت رفع مشکلاتتان بسیار مجرب است به شرط رعایت آداب

      • با سلام و تشکر از پاسخ گویی شما . در مورد لوح سلیمان اگر درخواست داشنه باشم. فقط یک سوال ذهن منو درگیر میکنه اونم اینه که با این همه سفارشات این لوح آیا شما آداب روزه و حک کردن این علامات در لوح را برای هر فرد جداگانه انجام می دهید ؟ ممنون میشم اگه پاسخ مرا بدهید

        • رعایت روضه برای حک تعداد نیست روزه و آداب حکاکی را که رعایت کنید می توانید هر تعدادی حک کنید ولی در کل از زمانی که پست لوح سلیمان در سایت قرار گرفته دوستانی که سفارش می دهند برایشان انجام میشود.

  23. سلام خدمت شما استاد عزیز و گرامی
    من حدود پنج سال پیش از طریق یکی از دوستان برای ازدواج با آقایی اشنا شدم و بعد از شش ماه به دلیل مشکلات و ورشکستگی که برایش پیش اومد رابطه ما دچار مشکل شد
    و بعد از مدتی ما باهم به توافق رسیدیم که من صبر کنم تا مشکلاتش حل شود. خیلی لا هم ارتباط خوبی داشتیم تا اینمه حدو یک ماه پیش خیلی عجیب و بدون هیچگونه دلیل و مشکلی
    به من کم محلی کرد و جواب تلفن و تماش منو نداد.بعد هم گفت که خانوادم مخالفن و شرایط ازدواج ندارم. و رفت و جواب منو نمیده. چن روز بعد هم خواهرس ز نگ زد و هرچی حرف بد بود به من گفت ..گفت که تو چشمت دنبال پوله و اگر بیای دنبال داداشم شکایتت میکنیم….

    من الان بشدت بهم ریختم و تمام وقت گریه میکنم..استاد من پنج سال صادقانصبر کردم و دلبسته شدم. وضعیت روحیم خرابه. در تمام زندگیم سلی کردم سالم و صادق باشم الان انتظار تداشتم جواب وفاداری و صبرم این باشه.
    کمکم کنید که اون برگرده و مهرم به دلش برگرده
    خواهش میکنم راهنمایی و کمکم کنید کهچکار کنم چه ذکر و نذری انجام بدم که سریع خودش برگرده
    خیلی ازتون ممنونم

  24. با سلام
    امیدوارم که با کمک شما و به مرحمت بروردکار بتوانم مشکلم را به سمت مرتفع شدن هدایت کنم ، ٩سال قبل با اقایی اشنا شدم وبعد از ۵ سال به من بیشنهاد ازدواج کردند ، تشریفات در خارج از کشور انجام شد ولی الان ٣ سال هست که به ایالات متحده امریکا سفر کرده ومن رو بلاتکلیف رها کرده ، بسیار ازار دیدم در شرایطی قرار کرفته ام که قابل تحمل نیست ، تنها و بیکس ماندم با کلی بدهی که متعلق به ایشان است ، خواهش میکنم اکر کمک به من در حیطه اختیارات و امکان شماست دریغ نفرمایید
    من قبلا با شما تماسی نداشته ام

    • با سلام مجموع های ۱۰۰ باب یافتن گم شدکان و باطل سحر و مشکل گشا را استفاده نمایید البته باصبر و دقت مطالعه کنید و بعد ابتدا باطل سحر و بعد یافتن گم شدگان و بعد هم مشگل گشا را استفاده نمایید فقط بعد از ۷ روز نتیجه را به ما اطلاع دهید

  25. با سلام . من و شوهرم ۸ ماهه که عقد کردیم . ولی تا حالا خیلی با هم درگیری داشتیم . تا اینکه ۱۰ روز پیش قهر کرد و رفته خونه خواهرشوهرم تولد دخترش. به من گفت که نمیریم . ولی خودش تنها رفته . خودم ۶ بار همون روز بهش زنگ زدم ولی جواب نداد . دیگه هم زنگ نزدم . اونم دیگه تا الان زنگ نزده . حالا چیکار کنم که حداقل دلش به شور بیفته و بیاد برای اشتی کردن . چه دعایی پیشنهاد میکنید؟؟؟ چیکار کنم که خواهرشوهرم در زندگیمان دخالت نکند ؟؟؟؟
    با تشکر . خواهشا زودتر جوابم رو بگید . خیلی نگرانم .

    • با سلام حتما با همسرتان صحبت کتید و به مشاوره برید تا مشکلاتتان حل شود و گرنه در زندگی مشترک مشکل ساز خواهد شد از نظر علوم غریبه بهتر است از ۱۰۰باب باطل السحر و ۱۰۰باب محبت استفاده نمایید انرژی منفی را از خودتان دور کنید افکارتان را مثبت کنید صبور باشید و به خدا توکل کنید نماز طهارت و حق الناس را رعایت نمایبد به امید حق مطلوب حاصل خواهد شد

      • من به مشاوره میروم . از همان زمان خواستگاری تا الان که مشکل داریم همه کارهام رو با مشاورم در میان میگذارم ولی با این همه اختلاف با شوهرم هنوز ایشان برای رفتن به مشاوره قانع نشده . الان چیکار کنم ؟؟؟؟ یعنی بعد از ۱۰ روز بی محلی به من و پدرم که بهش همان روز زنگ زدو گفت بیا با هم صحبت کنیم ولی نیامده الان بده از ۱۰ روز بی محلی من بهش زنگ بزنم ؟؟؟؟ با این کار الان که در دوران عقد هستم باعث نمیشود که فکر کند منت ش رو کشیدم و بهش نیاز دارم ؟؟؟ باعث نمیشه بعد از ۱۰ روز که هیچ خبری ازش نبوده فکر کنه که چقدر شخص مهمی هستش؟؟؟ مگر نه اینکه اول باید آقا باید برای آشتی اقدام کند و بعد خانم هم گذشت کند ؟؟؟؟ اخه در این مورد حق با من بود . اون گفت تولد نمیریم . ولی بدون من خودش تنها رفته . چیکار کنم ؟؟؟؟

        • ایراد ندا د زنگ بزن با او صحبت کن و از دعای محبت و مشگل گشا استفاده کن ابتذا یه باطل ا لسحر نیز ااستفاده کن به خداتوکل کن درست میشوذ

  26. چرا جواب منونمیدید؟ خواهش میکنم

  27. نمیدونم چرا سوال من ثبت نشده!
    من دو سال است که با پسری آشنا شدم به دلیل دوست داشتن زیاد مرتب و به دلایل مختلف بهش گیر دادم و چکش کردم تا هفته گذشته که آسی شد و گفت اصلا قطع رابطه کنیم بعد از اصرار و خواهش من گفت پس بذار دو ماه با هم رابطه نداشته باشیم بعد از دو ماه ۵ بهمن قول میدم که به هم برگردیم و دوباره دوست شیم هفته ای یکبار هم به هم زنگ بزنیم
    فردا یک هفته میشه که ازش خبری ندارم تو رو به خدا کمکم کنید چطور میتونم برش گردونم ؟ رو خودم کار کردم دیگه رفتار گذشته رو تکرار نمیکنم
    تو رو خدا کمکم کنید

  28. به خاطر خدا جواب من رو بدید من منتظرم و مستاصل

  29. سلام.بعد از چهار سال زندگی و تحمل سختی های زیاد هم اکنون متوجه شدم ستاره های من و شوهرم جفت نیست…
    خیلی ناراحتم مخصوصا که از خانه بیرون شدم و نمیدانم چه خواهد شد
    یعنی هیچ راهی نیست؟
    نمیشود کاری کرد ستاره ها جفت شوند؟
    من زندگی ام را دوست دارم یعنی هیچ کاری از دست من ساخته نیست؟
    ممنون میشوم مرا راهنمایی کنید

    • اینها مسائلی هستند که باید قبل از ازدواج به آنها توجه می کردید حالا دیگه بهتره بهش فکر نکنین راهنمایی که می تونم بکنم اینه که هر تلاشی از دستتون بر میاد تا زندگیتون بهتر بشه رو دریق نکنید و بدونید که خدا هر گز چشم از بندش بر نمیداره اگه ببینه شما تلاش می کنید جوابتونو میده و تا این حد به مشکلاتتان فکر نکنید به خدا هستند کسانی که ۱۰۰۰ برار شما مشکل دارند اندکی تفکر کنید می بینید که وعظتان بسیار خوب است در زمینه علوم غریبه هم بهتر است همه مجموعه های ۱۰۰ باب را تهیه کنید و مطالعه کنید

  30. سلام۸۶عقدکردم خیلی دوستم داشت و۲بار خودکشی وخانواده راضی شد۱۷ سالم بود میگفت به تمام امام وامامزاده بدهکارم ومیخوام ییش شما باشم وخانوادهام نمیخوام حتی یول شارز موبایل کرایه خانه رفتن من میدادم از ممادرم میگرفتم ۹۰ئ رسمی شد ودرفت ییش خانوادهاش دیگه برنگشت حتی یک تلفن روز زن عقد تولد نزد ووکالت طلاق داد منم وکیل گرفتم ومهرونفقه مجبور شدم ببخشم تا طلاق داد بعد گفت عقد من میاین لای قران دعا چسبانده بودن که با ورق قران یکی شده بود اصلا معلوم نبود ییش دعا نویس بردم گفت سیاهی بدی هست خدا خیرشون نده ۹۳ جا شدیم الان دو۳بار ییغام وزنگ زده نمیدونم چکار کنم خواستگار دارم جلو نمیاد لطفا راهنمایی کنید ترا خدا کمکم کنید افسرده شدم الان ۲۷ سال دارم فقط ۸سال اسم ما توشناسنامه هم بود خجالت میکشم خدایا فرج بشه تو کارم الان میگن بختت روبسته مادرش ایا میشه برگرده میشه سرکتاب بردارین تراخدا تلفن بدین زنگ بزنم ممنون خدایارتون

    • با سلام مومن هرگز از یک سوراخ دو بار گزیده نمیشه پس به فکر این باشید که آیند روشن داشته باشید و هرگز عجله نکنید برای تصمیمات مهم زندگیتان درحال حاضر تنها میتواندی از مجموعه نرم افزار های ۱۰۰ باب محبت استفاده نمایید تا مجموعه های ۱۰۰ باب باطل سحر و ۱۰۰ باب بخت گشا و ۱۰۰ با کار گشا آماده شود و تماس تلفنی هم مقدور نمی باشد. نماز اول وقت و نماز حاجات آرامش قلبی بی نهایتی به شماعطا می کند. این رو بدونید که گذشته ها گذشت و هر گز برای آنها غصه نخورید ولی درسهای آن راعبرت خود کنید و به آینده امید وار باشید. موفق باشید.

  31. سلام پس چراجواب نمیدین ؟خواهش میکنم کمکم کنید .

  32. باعرض سلام من ۹ماه است که عقدکرده ام ولی شوهرم گفته که مهر من تودلش نیوفتاده ونمی خواهمت ولی من دوسش دارم ونمی خواهم ازهم جدابشویم میشه که کاری کرد که مهرمن تودلش بیوفته وبیاددنبالم چون ۳ماه هست که ازش سراغ ندارم می خواهم بیاددنبالم وهمشه پیرومن باشه وزبون کسی که توزندگیم دخالت میکنه روببندم

    • خواهش میکنم جواب بدین من حتی پیش چنددعانویس رفته ام گفتن که باهم ازدواج میکنید کمکم کنید تا شوهرم هرچه زودتر برگرده من همه کار کردم اول از خدا کمک می خوام وبعد از شما خواهش می کنم کمکم کنید.ممنون میشم.

    • خانم محترم.در قسمت بخش آموزش سایت طریقه جفت بودن ستاره دو طرف را یاد بگیر و بعد حساب کن که آیا ستاره هردوتون جفت هست یا نه.اگه جفت نبود کاریش نمیشه کرد.چون تا ابد جدایی و دعوا تو طالعتون هست.ولی اگر جفت بود این فایل رو دانلود کن و طبق آداب و شرایطی که در بخش آموزش توضیح دادم به آنها عمل کن.نامزدت دیوانه تو شده و به شما علاقه مند میشود. به لطف الهی
      http://www.inapply.com/?p=673

  33. سلام من ازدواج نکردم اما معشوقه ی من مدتی بی دلیل مو رها کرده .ایا خواندن این سوره برای برگرداندن او ماثر است؟

نظر دهید

وب سایت: